تبليغاتX
.:گلباخی:.
 
 
       

شکوه ی استاد را هم دراوردند

اعتراض استاد شجریان

محمد رضا شجریان، استاد آواز ایران در نامه ای به رادیو و تلویزیون ایران نسبت به پخش آثارش از این رسانه اعتراض کرده است.

آقای شجریان در این نامه که خطاب به عزت الله ضرغامی رییس صدا و سیمای جمهوری اسلامی نوشته شده، از رادیو و تلویزیون که به گفته او مستمرا سرودهای میهنی او را پخش می کنند، خواسته از این کار خودداری کنند.او در این نامه نوشته، سرودهایی که خوانده به ویژه سرود "ای ایران ای سرای امید" متعلق به سال های ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ بوده و "هیچ ارتباطی با شرایط کنونی ندارد".
محمد رضا شجریان اعلام کرده سازمان صدا و سیما هیچ نقشی در تهیه این آثار نداشته و به حکم قانون و شرع از این سازمان خواسته صدا و آثار او را در هیچ یک از واحدهای رادیو و تلویزیون پخش نکند. وی در گفتگو با بی بی سی فارسی گفت:

"در شرایطی که مردم در بهت و حیرت هستند و به گفته آقای احمدی نژاد، خس و خاشاک به حرکت در آمده اند، صدای من در صدا و سیما جایی ندارد. صدای من صدای خس و خاشاک است و همیشه هم برای خس و خاشاک خواهد بود."

آقای شجریان همچنین گفت هربار که صدای خود را از این رسانه می شنود احساس شرم می کند و بدنش می لرزد.

او باردیگر از صدا و سیمای جمهوری اسلامی خواست با پخش آثار او" به حق و حقوقش تجاوز نکنند" چون نمی خواهد صدایش را "در صورت او ومردم امثال او بزنند".

رادیو و تلویزیون ایران در ایام انتخابات ریاست جمهوری و بعد از اعلام نتایج اقدام به پخش مداوم سرودهایی با محوریت ایران، وطن و میهن می کند که سرودهایی که آقای شجریان به آنها اشاره کرده و برخی ترانه های محمد نوری از آن جمله است.

این در حالیست که این ترانه ها و سرودها در ایام عادی با این حجم از رادیو و تلویزیون پخش نمی شوند.

این اولین بار نیست که آقای شجریان صدا و سیما را از پخش آثارش منع کرده، او در سال ۷۴ هم همین در خواست را کرده بود.

 

مرز شرافت!

به حدی شوکه هستم که نمی تانم بنویسم. چهار سال تو دانشگاه بودم و لباس و شخصی و گارد ويژه برام تازگی نداره اما امروز واقعیتی رو دیدم که . . .

امروز عصر در نوبهار کرمانشاه بودیم، گشتهای نیروی انتظامی همه جا به چشم می خورد مردم هم در وسط بلوار تجمع کرده بودند که ناگهان نیروهای انتظامی به طرف مردم حمله ور شدند، اغلب مردم به کوچه ها گریختند و ما که تقریبا گیر افتاده بودیم به درون یک بستنی فروشی رفتیم که ناگهان یک سرهنگ نیرروی انتظامی مقابل در مغازه آمد و کرکره ره بروی ما که درون مغازه بودیم پایین کشید همه فکر کردیم که گیر افتاده ایم و الانه که یه وانت بیارن که همه رو دستگیر کنن ولی یه هو صدای جیغ شنیدم و صدای وِیراژ موتور. از لابلای کرکره ها فقط نیروهای ضد شورش رو میدیدم که با موتور به سمت مردم یورش می بردند و کسی رو از ضربه باتوم بی نصیب نمی ذاشتن با خودمان گفتیم بی شرف تر از اینام پیدا میشه که حتی به دخترها هم رحم نمی کنن اما جواب سوال ما خودش رسید نیروهای لباس شخصی که اصلا معلوم نبود کی هستن؟ از نوجوان گرفته تا پیرمرد ریش سفید توشان بود و همه با چوب و تسمه جان مردم افتادند. جالبه توی اون لباس شخصی ها چهره های آشنایی هم دیدیم برو بچ بسیج دانشگاه رازی کرمانشاه!

کل ماجرا 5  دقیقه طول نکشد. بعد در کمال تعجب دیدیم اون سرهنگ نیروی انتظامی کرکره رو داد بالا و گفت زود باشین برین از اینجا!!!!

ما که تازه فهمیدیم چرا مارو اون لحظه حبس کرده بود ازش تشکر کردیم اونم در جواب فقط گفت : مگه خودم زن و بچه ندارم!؟

تصاویر سرکوب معترضان به تقلب انتخاباتی 3

رئیس جمهور منتصب!

ئیئن این دوتا عکس هم ضرر نداره!

یکی از مخلصان اهل گفتمان، پیروی دولت مهر به یاد زنده یاد شعبان بی مخ قصد گفتمان سیاسی با هواداران میرحسن موسوی را دارد!

گفتمان

گفتمان

ادامه تصاویر در ادامه مطلب


ادامه مطلب

تصاویر سرکوب معترضان به تقلب انتخاباتی 2

سرکوب معترضان به تقلب در انتخابات


ادامه مطلب

تصاویر سرکوب معترضان به تقلب انتخاباتی 1

سرکوب معترضین در ایران

نمی دانم تبریک بگم یا تسلیت!؟ هرچند اونچه خواست ملت بود نشد ولی فرصتی شد تا ملت آزادگی خودش رو بار دیگر ثابت کنه.

این عکس خودم شخصا خیلی دوست دارم . بقول کرمانشاهیها شیره کوریگه!!!

ادامه عکسها را در ادامه مطلب مشاهده بفرمایید


ادامه مطلب

فریب

تله ی انتخاباتی

 

یک یا حسین ... تا میر حسین

میر حسین موسوی

کمتر از دو روز تا انتخابات . . .

انتخاباتی که هنوز نیامده خیلی چیزها را تغییر داد و به لطف احمدی نژاد بزرگترین دست آورد آن زیر سوال بردن، بی آبرو کردن و ایجاد تفرقه در بین پایه های انقلاب اسلامی بود. انقلابی که نه شورای نگهبانش شایستگی دارد نه مجمع تشخیص مصلحتش نه مجلس خبرگانش نه مجلس شورای اسلامی اش و نه . . .

فقط و فقط یک کارشناس تمام عیار دارد و یک ........ !

به اضافه 75 میلیون ایرانی که

یا تحریم میکنند

یا شجاعان را دوست دارند

یا شناسنامه خود را برای فروش به سیب زمینی فروشی ها می برند

و یا . . .

آنان که شأن ملتشان برایشان از سهام عدالت مقدم تر است.

آنان که هنوز ایرانی اند و آرش و رستم و سیاوش افتخار آنهاست.

آنان که از پوریا آموختند پهلوانی والاتر از قهرمانیست.

آنان که از مکتب بزرگان ادب آموخته اند و خود پاسدار حرمت و انسانیت هستند.

آنان که قرآن را نه با سوت بلکه با اندیشه می خوانند.

آنان که می فهمند چراغی که به خانه رواست . . .

آنان که شادی ، امید ، عشق ، زندگی را می فهمند.

آنان که میهن شان را سبز میخواهند . . .

می شود می توانند!

شعار محمود

اولین سالگرد درگذشت اسماعیل مسقطی

اسماعیل مسقطی

اسماعيل مسقطي آخرين بازمانده از نسل ابوالحسن صبا

مقدمه:

شاید هیچ کرمانشاهی و حتی کردی در جهان نباشد که تا بحال ترانه ی «په پو سولیمانی» را با خود زمزمه نکرده باشد. اما بیشتر آنها نمی دانند خاق این اثر و صدها ترانه دل انگیز کردی دیگر که بود؟

برای بسیاری از کردها و مخصوصا مردم كرمانشاه نام اسماعیل مسقطی نامی است که با تار و ترانه و شادی پیوست دارد. این نوازنده، خواننده و ترانه سرای چیره دست در روز اول فروردین ماه ۱٣٨۷ در سن هشتاد و شش سالگی، در زادگاهش كرمانشاه درگذشت. بسیاری از ترانه های او در تمام کردستان جاودانه و ماندگار شده اند. روز مرگش با وجودی که روز نوروز بود، بسیاری از اهالی کرمانشاه را به مراسم بزرگداشتش کشاند.

                                اسماعیل مسقطی

معرفی:

در سال 1301 خورشیدی اسماعیل مسقطی در شهر کرمانشاه دیده به جهان گشود. پدرش محمد ابراهيم پسر مصطفي خان وكيل از شاگردان ميرزا آقاخان پدر از همان کودکی اورا با موسیقی آشنا کرد. وی از 12 سالگي با نواختن ضرب وارد دنياي بزرگ موسيقي شده و در 18 سالگي به تار روي آورد. در دوراني كه استاد «مرتضي ني داوود» و «يحيي زرينچه» در كرمانشاه اقامت داشتند، شاگرديشان را كرده و پس از آن از راهنماييهاي استاد ابوالحسن صبا بهره ها گرفت بنحوی که به گفته خود تمام ترانه هاي كردي را كه می ساخت، استاد صبا به خط نت در مي آورد. پس از آن، به كرمانشاه برگشت و نت تمام آهنگها را در راديو كرمانشاه عرضه كرد. 18 سال از زمان تأسيس تا سالهايي بعد از انقلاب با اركسترهاي مختلف همكاري كرد. گروهي متشكل از «عبدالصمدي» و «مجتبي ميرزاده»، «محمود مرآتي»، «اكبر ايزدي»، «بهمن پولكي»، «حسن زيرك»، «محمود بلوري»، «حشمت ا... لرنژاد» و «سيد اسماعيل پيرخدري»

با گذشت ۲ سال از انقلاب به همراه خیلی‏های دیگر از رادیو کناره گرفت.

                                        ismail masghaty

 
اسماعيل مسقطي كه به شيرين پنجه ملقب بود، در نوازندگي تار، سه تار، عود، ويولن، ضرب، دف، دايره و جاز مهارت كافي داشت .وي اعجوبه بداهه نوازي، چراكه در مضراب مضراب از كارهايش، بداهه نوازي كه يكي از اركان موسيقي ايراني به شمار مي رود، قابل مشاهده است. تا سالهاي آخر حيات همچنان با قدرت دست و پنجه اش آهنگهای خود را که هنوز بیاد داشت مي نواخت. شيوه ی  تار نوازي اسماعيل مسقطي منحصر به خود او بود. گفته مي شود افراد زيادي مانند «حميدرضا طاهرزاده» تحت تأثير شيوه  تارنوازي اسماعيل مسقطي بودند. مسقطي هيچ گاه در تارنوازي مقلد نبوده است

وي آثار و آهنگهاي زيادي را ساخته است. از اين آثار مي توانند به «كچه كچه»، «به و به و»، «نازه‌نینه‌»، «تاتی مارگه‌ستم»، «مینا مینا»، «په پو سليماني» و «جه ميل جه ميله» اشاره كرد.  

او جزئي از موسيقي فولكلور كردي است و شهرت و آوازه  فراوان در كردستان عراق دارد.

 

روحش شاد ، یادش همچنان زنده و جاوید

 

یه کم سال روژی كۆچی دوایی هونه‌رمه‌ندی موزیكژه‌ن و گۆرانیبێژی ناوداری كورد ئیسماعیل مه‌سقه‌تی

یادگار مهر

  

بعد از یکسال انتظار مجموعه ای از اشعار چاپ نشده استاد یدالله بهزاد کرمانشاهی با نام یادگارمهر از طرف انتشارات آگاه بچاپ رسید. با گرامیداشت نام و خاطره استاد بهزاد کرمانشاهی نمونه ای از این دفتر جدید را برای علاقمندان ایشان در این پست قرار میدم.

 

 

 

دیگـــر به بزم یاران بی تو صفـــــا ندیدم

بیگــــانه از تو را هم مهـــــر آشنا ندیدم

 

در مُصــحـفِ جمـــالت ای آیت نکــــویی

جز اخـم تو  بر ابرو  خــطّ خطــــــا ندیدم

 

سودم سری به پایت دیدی به سرگرانی

رفتــــم که درد سر را بر تو ســـزا ندیدم

 

زان تار طـــره هر دم بنـــــدی فزودی اما

دستی در آستینــت مشکل گشا ندیدم

 

آئینه هــم ندارد با من صفـــــا که بی تو

گرد غم از جبینـــش یکـــــدم جدا ندیدم

 

آویختــــم به مژگان قندیلِ اشک و راهی

جز رفتـــن از دیـارت در پیــش پـــا ندیدم

 

تا سایبـــــان گیســـو بگرفتی از سرِ من

در سایه ی همـــا نیـز فــّر و بهـــا ندیدم

 

رفتــــم که تا بســـــازم با محنت جدایی

کــز دولــت وصالــــت کامــــی روا ندیدم

 

دیدی شتــر ندیــدی ای چشــــم آهوانه

من هم کس ار بپرســـد گویم تورا ندیدم

 

میخواستم ز مَستــان از راستی نشانی

در چـار سوی گیتــــی این کیمیــا ندیدم

 

بُردم به ناطبیبــــان بهـــزاد درد خــــود را

وینـــــم سزا که هرگـــز رویِ شفا ندیدم

 

 

...

دفتر من ای دل صد پاره ام

هرچه تو آشفته تر ، من شادتر

گر شدی ویران مَبَر اندوه از آنک

در تو یادآور شود، آبادتر


سر برزیم یسه که ئیرانیم
نـژادم کـورد و کرماشـانیم


ثبت ایمیل برای دریافت آخرین اخبار مربوط به میرحسین موسوی:



صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آرشیو موضوعی
ادبی

طنز

آرشیو وبلاگ
خرداد 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386

:طراح قالب
سینا
پیوندهای روزانه
من در مقابل خودم
آرمان نوشت
سید ابراهیم نبوی
یلدای تنها
یکی مثل تو
سلاو بو کوردسان
چاپ دوم
کتابخانه امید
نشریه جرقه
اگه تنهایی بیا تو
عاشق صادق
اشعار عاشقانه من
وبلاگ بزرگ طنز کنکور هنر
شیرین فراز کرمانشهان
زیگول
مجله ادبی عصر آدینه
مهسا کوچولو
آیناز کارتون
واران
كارتون3000
آرشیو پیوندهای روزانه


  RSS  
گلباخی